عضو شورای سیاستگذاری حوزه های علمیه خواهران:

لزوم خارج شدن موضوعات حساس در حوزه زنان، از تخاصم گفتمانی/ سربلندی ایران در موضوع زنان در جامعه جهانی از برکات دکترین امام(ره)

شناسه خبر : 108052

1400/03/18

تعداد بازدید : 118

لزوم خارج شدن موضوعات حساس در حوزه زنان، از تخاصم گفتمانی/ سربلندی ایران در موضوع زنان در جامعه جهانی از برکات دکترین امام(ره)
خانم علاسوند، ضمن تاکید بر خارج شدن موضوعات حساس در حوزه زنان از تخاصم گفتمانی؛ موضوع خانواده را از جمله موضوعات حساس مربوط به حوزه زنان دانست که باید از تخاصم گفتمانی در بین جریان های سیاسی خارج شوند تا سعادت خانواده تامین شود و اولویت برنامه ها بر ازدواج جوانان باشد.

به گزارش روابط عمومی حوزه علمیه خواهران استان قم، عضو شورای سیاستگذاری حوزه های علمیه خواهران، در نشست "بایسته های حضور سیاسی اجتماعی بانوان" که با همکاری معاونت فرهنگی تبلیغی حوزه علمیه خواهران استان قم و اداره کل تبلیغ مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سامانه لایو برگزار شد، در بخش اول سخنانش، موضوعات مربوط به زنان و حوزه مدیریت‌های سیاسی و تحولات کلان اجتماعی را بیان کرده و در بخش دوم، مطالباتی که زنان می‌توانند از دولت منتخب داشته باشند را برشمرد.

خانم فریبا علاسوند، موضوعات مربوط به حوزه زنان در تحولات مهم بویژه در عرصه‌های فرهنگی را که در دنیا رخ داده، از موضوعات مهم و اثرگذار دانست و گفت: اگر به تاریخ صدر اسلام برگردیم، با نگاهی به قرآن کریم، درمیابیم که وجود بخش قابل توجهی از آیات با محوریت بحث زن و مادر و همسر در موضوعاتی مثل طلاق، میراث، قتل و قصاص و مجموع مباحثی که در قرآن پیرامون مسئله زنان مطرح شده است، نشان دهنده این است که بخشی از آن پروژه‌ی تحول، وضعیت زنان بوده است.

 موضوع زنان، از موضوعات مهم تخاصمی در تحولات دوره مدرن

عضو شورای سیاستگذاری حوزه های علمیه خواهران، موضوع زنان را از جمله موضوعات مهم تخاصمی در تحولات دوره مدرن دانست و یادآور شد: در تمام اتفاقاتی که از قرن هجدهم به بعد رخ داد و می توان گفت زمینه های آن از رنسانس شروع شده  بود، بخش مهمی از مطالبات و سهم‌خواهی ها، مطالبات زنان آن عصر بود. بخشی از منازعات دو گفتمان مقابل هم در این عصر به این مسئله باز می‌گشت که در تمام تحولات انسان عصر جدید سهم زنان چه می شود؟ در تعریف جدید از آیین و کیش و دین؛ در تعریف جدید از عقلانیت؛ در مناسبات جدید سیاسی اجتماعی؛ در تحولات حکومت‌های دیکتاتوری و حکومت های دموکراتیک؛ در تحولات عظیم اقتصادی؛ در دنیای علم؛ سهم زنان چه می شود؟

خانم علاسوند، تصریح کرد: مسئله زنان، موضوع تخاصم بزرگی در آن عصر قرار گرفت که در یک طرف تخاصم، زنان و کسانیکه طرفدار نگاه زنانه به جهان در تحولات جدید بودند، قرار گرفتند و در طرف دیگر هم جریان هایی که زنان را نادیده گرفتند یا جریان هایی که تعصب داشتند که زنان در چارچوب‌های جدید تعریف نشوند، بودند. منشأ و موتور محرکه تحولات بعدی که به فمنیسم شناخته شد، در واقع بر می‌گردد به آن نادیده گرفتن و آن تعمدا حذف کردن زنان از مناسبات رفتاری جدید!

استاد حوزه و دانشگاه، تاریخچه ورود مباحث مربوط به زنان در کشور ایران را مورد توجه قرار داد و افزود: ایران هم از این مسئله مستثنی نیست و موج آن تحول‌خواهی وقتی به ایران می رسد و منازعات مبتنی بر مشروطه را شکل می دهد، زنان در آن تخاصم گفتمانی، یک موضوع مهم شدند. این موضوع بودن در تخاصم گفتمانی، اختصاص به کشور ما نداشت و در آمریکا و اروپا هم یک جریان گفتمانی عظیم خانواده گرایی وجود داشته و دارد که یک بسته فکری است؛ مثل خانواده گرایی، اهمیت ازدواج، اهمیت پاکدامنی پیش از ازدواج، مخالفت جدی با سقط جنین، اولویت نقش‌های مادری و همسری، مخالفت شدید با پورنوگرافی و هرزه نگاری و مسائلی از این قبیل یک جریان هستند که در ادبیات سیاسی کشورهای غربی به عنوان conservativeیعنی محافظه کاران یا جریان های راست مذهبی شناخته می شوند.

وی در ادامه تصریح کرد: در مقابل این گروه، کسانی بودند که پیرو تمام تحولاتی که در دویست سال اخیر در غرب رخ داده، بودند که با سقط جنین و با ارتباطات آزاد پیش از ازدواج و امروزه با تعریف کردن انواع جنسیت ها یعنی ال‌جی‌بی‌تی‌ها، لزبین‌ها، گی‌ها، ترنس‌ها و دوجنسه‌ها ذیل عنوان جندر یا جنسیت مشکل ندارند و معتقدند که تمام اینها باید از حقوق برابر برخوردار باشند. همینطور اینها به ازدواج ناهمجنس‌خواهانه به عنوان تنها مدل مشروع و قانونی ازدواج معتقد نیستند و آنان که اصطلاحا به طرف‌های چپ مشهورند، کسانی هستند که به مسائل ارزشی ساده‌تر نگاه می‌کنند و ارزش‌های آنان بیشتر ارزش‌های مدرن و مبتنی بر آزادی حقوق اساسی است که آنها به عنوان فرد و فقط فرد انسان به آن قائل هستند و به نوعی در تقسیم بندی های جدید در سطح کشورهای غربی مثل آمریکا به آن‌ها نگرش های کاملا چپ یا نگرش‌هایی که به فرد و فرد آزاد به نحو غیرقابل گفتگویی معتقدند و گاهی به آنان فردگرایان افراطی گفته می‌شود و نقطه شروع دکترین سیاسی و اجتماعی آنان، فرد آزاد است. اینها دسته‌ای از لیبرالیست‌ها هستند که بر مبنای فردِ تنها قانون‌نویسی می‌کنند، هرچند الزاما با خانواده مخالف نیستند. ولی در مقابل می‌گویند: فردِ تنها دال مرکزی ما برای هرگونه مفصل بندی اجتماعی و سیاسی است. یعنی اینجا موضوع زن موضوع تخاصم گفتمانی است. این گفتمان مذهبی و راست و محافظه کار با  گفتمان چپ و لیبرال افراطی و گفتمان مبتنی بر آزادی های بسیار زیاد در تخاصم هستند!

ضرورت شفافیت دیدگاه دولت ها در مسئله زنان

خانم علاسوند، خاطرنشان کرد: یکی از موضوعات مهمی که بایستی در انتخابات‌ها و تحولات مختلف، مشخص باشد، شفافیت دیدگاه افراد و جریانها و دولت در مسئله زنان است که مشخص کند طرفدار چه گفتمانی است. این قرارگیری در مرکزیت تخاصم گفتمانی در ایران هم وجود داشت، با مطالعه تاریخ مشروطه، مشاهده می‌کنیم که علمای طرفدار جریان تحول خواه، باید در این باره اظهار نظر می‌کردند که آیا به اندک هویت شخصی و فردی برای زنان معتقدند یا نه؟ در آن زمان کسانی بودند که با عبارات خیلی تند، کمترین حقوق زنان را خروج از ربقه اسلام می دانستند. عده‌ای از مردم و متخصصین و علما نماینده یک جریان خیلی محافظه کار بودند و با نگاهی سخت گیرانه، هر گونه خروج زن از منزل را ضددین  و ضدآموزه‌های قرآنی تلقی می‌کردند و یک جریانی هم در مقابل بود.

استاد حوزه و دانشگاه، به وقوع انقلاب اسلامی ایران در این احوال و اوضاع اشاره کرد و گفت:  این مسائل همچنان ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. شاید بتوان گفت تفکری که حضرت امام(ره) در مورد زن پس از انقلاب اسلامی مطرح و بر آن پافشاری کردند و بعد هم مقام معظم رهبری همان جریان و دکترین را ادامه دادند، در این مدل، هیچ سابقه‌ای در میان علمای حوزه‌های علمیه و در سطوح بالا مثل مراجع نداشته است. به عنوان مثال در سال 1342 که حضرت امام (ره)، ورود زنان به عرصه انتخابات و رأی دادن زنان را کمک به جریان سلطنت و تأیید انقلاب سفید شاه دانسته و ادعای مطرح شده در مورد تساوی حقوق زنان را یک دستاویز و مستمسک در جهت پیشبرد اهداف رژیم شاهنشاهی و قرار گرفتن در زیر یوق فرهنگی آمریکا می‌دانستند و زنان را از حضور در انتخابات منع می کردند، این موضع امام خمینی(ره)، در ادبیات شاگردان امام، به تئوری عجیبی تبدیل شد، بزرگانی از شاگردان حضرت امام(ره) این حرف در یک مقطع سیاسی را به یک آموزه سیاسی دینی تبدیل کردند و آن را تئوریزه کرده و مقالات متعددی نوشتند که به استناد آیاتی از قرآن همچون «الرجال قوامون علی النساء» و دلایل دیگر، حضور زنان اصولا در مشارکت های سیاسی و اجتماعی ممنوع است، حتی اگربخواهند رأی بدهند، و دلایل مختلفی را اقامه کردند که شرعا زنان را منع می کرد از اینکه رأی دهند و انتخاب کنند. در حالیکه فرمایش حضرت امام(ره) اصلا ناظر به این مسئله نبود و همراهی با انقلاب سفید شاه و تأیید برنامه صرفا آمریکایی شاه در مورد زنان که اهداف درازمدتی در اضمحلال خانواده و از این قبیل داشت، مطمح نظر امام (ره) بود، ولی به این نحو فهم شد.

دیدگاه امام خمینی(ره) نسبت به زنان

وی افرود: بعد از انقلاب اسلامی، مردم و علما و بزرگان متوجه شدند که دیدگاه امام (ره) در مورد زنان و به خصوص طرح این مسئله بسیار حساس در آن برهه زمانی، یعنی 42 سال پیش، که زنها نه تنها می توانند، که باید حداقل در کفی از حضور اجتماعی، قطعا شرکت کنند و در مقدرات مملکت نقش داشته باشند و اعلام موضع کنند، برگ رأی آنان مهم است و باید در نوشتن اساسنامه زندگی انسان در دوره جمهوری اسلامی مداخله کنند و لذا حضور یک زن در مجلس موسسان آن زمان که قانون اساسی نوشته می شد، از نظر امام ضروری بود و خیلی از بزرگان و علما از شاگردان امام(ره) همان موقع به امام عرض کردند که خانم ها در پیروزی انقلاب کمک کردند، حالا بروند و در خانه های خود بنشینند. حضرت امام(ره) ایشان را توبیخ کردند و بسیار محکم، مقابل این مسئله ایستادند که ما طرفدار انزوای اجتماعی زنان نیستیم، در خانه نشستن زنان اگر به این معنا باشد که هیچ نقشی در حوزه های اجتماعی نداشته و هیچ بینش و فهم سیاسی نداشته باشند، راه را برای مشارکت آنان در این فضا ببندیم، این اصلا اسلامی نیست، لذا طبق این مسئله با تمام ابعاد مختلفی که نقطه های تحول بنیادی در زندگی زنان بود، امام(ره) به عنوان یک لیدر و یک رهبر مرجع و ایدئولوژیک، این فضاها را باز کردند و در واقع به استناد انقلاب اسلامی تمام این اتفاق ها رقم خورد، اتفاق هایی که امروزه جریان های سنتی حتی در حوزه به عنوان نقطه ضعف برای زن مسلمان انقلابی معرفی می کنند مثل تحصیل و ورود به عرصه‌های اشتغال و این به نظر من ناسپاسی در حق دکترین امام(ره) هست.

خانم علاسوند، سربلندی ایران در موضوع زنان در جامعه جهانی را از برکات دیدگاه امام(ره) نسبت به زنان دانست و یادآور شد: در سال 98 دیده بان حقوق بشر، ایران را در حوزه‌ی حقوق زنان محکوم کرد، اما نتوانست این واقعیت را مخفی کند که هیچ شکاف جنسیتی با اصطلاحات خودشان، بین زنان و مردان و دختران و پسران در تحصیل وجود ندارد. نهضت ایران در ارتباط با ارتقای بهداشت و درمان زنان، در هیچ کجای دنیا این سرعت و شتاب را نداشته که زنان را از محرومیت خارج کند به نحوی که هم اکنون در دورترین مناطق کشور، خانه های بهداشت وجود دارد. اینها دستاورد همان تفکر است که تفاوتی بین زنان و مردان در مواردی از این قبیل وجود ندارد.

عضو هیات علمی پژوهشکده زن و خانواده، بیان داشت: در عرصه حضور اجتماعی زنان ممکن است گاها سوپاپ اطمینان هایی برای صیانت از خانواده گذاشته شود، مثل اینکه ملاحظه امر جنسیت را در رشته های تحصیلی  می کنیم یا قوانینی را برای حفاظت از خانواده مطرح می کنیم که مثلا شغل زن، تابعی از شغل همسرش باشد و اگر همسر نقل مکان کرد، زن به راحتی نقل مکان کند. ولی حضرت امام(ره) در آن اوایل که هنوز به نوعی گفتمان های تخاصمی یا تخاصم های گفتمانی، در فضای داخلی کشور به خاطر شرایط جنگ یا اتوریته حضرت امام(ره) شکل نگرفته بود و یا حداقل زن موضوع این تخاصمات نبوده، این جریان را آغاز می‌کنند و زن‌ها یک تحول فوق العاده ای را در این عرصه ها تجربه می‌کنند.

نسل دهه شصت، یکی از نسل های زاییده دکترین امام(ره) بودند

 خانم علاسوند اظهار داشت: نسل دهه شصت که مدیران بعدی نتوانستند آنها را مدیریت کنند، در واقع یکی از نسل های زاییده دکترین امام(ره) بودند؛ افرادی که خیلی خوب درس خواندند و نسلی فوق العاده اخلاق گرا و در عین حال دارای قدرت های مدیریتی خوب در بین زنان و تحصیل کردگان بودند که البته به خاطر سوء مدیریت سیاسی ما در دوران های بعد از آن و یا پیش بینی های قبل از آن، برای مواردی همچون ازدواج و شغل آنها فکر خوبی نشد، ولی این مسئله در آن شرایط وجود داشت و به استناد مرجعیت شیعی در رهبری سیاسی اتفاق های بزرگی برای زنان رقم خورد و از نقطه صفر یا یک، به نرخ بالایی از مشارکت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی قابل قبولی رسید که در نوع خودش پیشرفت است. در حالیکه در ایران تعداد باسوادها در بین مردان هم زیاد نبوده و این نرخ از باسوادی و فهم و شعور سیاسی در زنان، بسیار فوق العاده است.

تأثیر جریانات فردگرا و خانواده‌گرا در مواجهه با موضوع زنان

وی به وقایع بعد از جنگ تحمیلی اشاره و تصریح کرد: بعد از جنگ، گفتمان های مختلف، خود را بیشتر نشان دادند و در موضوعات مختلف اظهارنظر کردند. یکی از این موضوعات که به موضوع تخاصم تبدیل شد، مسئله زنان بود. آرام آرام دو جریان اصلی شکل گرفتند؛ جریان های فردگرا و جریان های خانواده گرا در حوزه زنان. لذا هر دولت سیاسی با یکی از این گاردها در مورد زنان بر سر کار آمد. در دولت های اصلاحات یا اعتدال که از همان خانواده اصلاحات بود، این جریان به نوعی جریان فردگرا بود. به طور واضح برنامه ریزی های آنها روی مسئله زن معطوف بود و به صراحت می گفتند چرا شما فقط زن را در خانواده تعریف می کنید. البته ما معتقدیم که اگر کسی تمام حیثیت و اعتبار زن را به عنوان مادر و همسر بشناسد هم اشتباه است، ولی آنها معتقد بودند که برنامه ها در نقطه عزیمت و شروع، باید منعطف به زن باشد و لذا موضوعاتی مثل اشتغال دختران و حل مسائل زنان مجرد در ادامه زندگی مجردانه و بحث زنان مطلقه در اولویت شد.

استاد حوزه و دانشگاه، اظهار داشت: در دولت دوم اصلاحات از سال 80 تا 84 تحقیقاتی مبنای حرکت دولت قرار گرفت که آن زمان در 29 استان انجام شد و نتیجه آن این بود که دختران ما اولویتِ یک را به اشتغال و اولویت نه را به ازدواج دادند و بر این اساس برنامه ریزی کردند، صرف نظر از اینکه این موضوع آمارسازی شده یا نه که تحقیقات آن در 29 جلد در کتابخانه مجلس موجود است. شاید این نتیجه برای دختران آن زمان که در اوج جوانی و مشغول تحصیلات دانشگاهی بودند و عمدتا تا زمان اشتغال به تحصیل، اولویتشان اشتغال هست به خصوص با روندی که در مقابل نیز ازدواج برای پسران در آن زمان مشکلات و آسیب ها و چالش هایی را همراه می آورد مثل اشتغال و مسکن و ... به نظر طبیعی می رسید. این مسئله به طور جدی برای سیاست گذاری در حوزه زنان مطرح بود که فردِ زن و شخصِ زن دستمایه برنامه ریزی های ما هستند و چون همواره در صف بندی تمایزات مشخص می شود و انسان ها در غیریت ها فاصله های خود را نشان می دهند، ناگهان گفتمان های خانواده گرا به دنبال این مسئله شکل گرفتند. که دسته اول بر فرد زن و دسته دوم بر زن در خانواده تأکید می‌کردند.

عضو شورای سیاستگذاری حوزه های علمیه خواهران، به نگاه هایی که در غرب نسبت به زنان وجود دارد، اشاره و تصریح کرد: امروزه در کشورهایی مثل تمام کشورهای ایالت متحده آمریکا، که فردگرایی برایشان بسیار اهمیت دارد، هزاران نفر در فضای مجازی ضد همین نگاه فردگرایی به زن در حال فعالیت هستند. آنتی فمنیست ها، آنتی ابوشن ها و تمام کسانیکه به جد با سقط جنین مخالفت می کنند، همه مخالف این نگاه فردگرایانه هستند. حتی خود را با برچسب‌هایی مثل Prolifeیعنی طرفدار زندگی و Profamilyیعنی طرفدار خانواده معرفی می‌کنند. در تمام دنیا در این غیریت ها مفصل ها بسته می شود و عناوینی که گرد یک مفهوم مرکزی همدیگر را جذب می کنند، یک گفتمان را شکل می دهند و این موضوع اختصاص به ایران ندارد. زن برای ما مهم است، برای آنها هم مهم است.

وی افزود: ما اگر از جریان خانواده گرایی دفاع می کنیم در چارچوب دکترین امام(ره) دفاع می کنیم. اگر از تحصیل  و اشتغال و مشارکت های سیاسی اجتماعی زنان دفاع می کنیم، در چارچوب دکترین امام دفاع می کنیم. در دکترین امام(ره) و مقام معظم رهبری که برآمده از قرآن و روایات و منابع اسلامی است و ایشان به عنوان مجتهد در حال طرح این دیدگاه هستند، فرد زن نیز مهم است. اصولا یک فردگرایی ویژه ای در اسلام هست که اصلا به درستی ساخته و پرداخته نکردیم. هیچ وقت یک زن نمی تواند بگوید که انتخاب مردانمان بود. در جریان واقعه کربلا که زنان کوفه آمدند و از مشاهده اوضاع اسرای آل البیت(ع) گریستند. امام سجاد(ع) در مقام تنها شخص مشروع بیان دیدگاه خداوند در روی زمین، آن لحظه و آن زمان، فرمودند: «أَتَنُوحُونَ وَ تَبْکُونَ مِنْ أَجْلِنَا، فَمَنْ قَتَلَنَا؛ گریه می کنند! ناله می کنند! پس چه کسی ما را کشت؟» یعنی دست این زنان هم آلوده است. بنابراین فردِ هر شخصی در موضع گیری و انتخاب های شخصی خود در مقابل سیاست های اصلی جامعه و رهبری ها مسئولیت دارد. پس در این اندیشه و دیدگاه فرد زن مهم است. اما باید دانست که در کنار این مدل از فردگرایی، ما معتقدیم نمی شود خانواده را به هیچ عنوان کنار گذاشت و نقش در خانواده برای زنان و مردان هر دو مهم است، ولی نقش زنان در خانواده استثنایی است. جمله ای مقام معظم رهبری دارند که این عملکرد عاطفی و مغز عاطفی و کار ویژه عاطفی کلا قابل جایگزینی نیست. چون این مسئولیت و خانواده مهم است و برای اینکه تمدن مبتنی بر خانواده با تمدن مبتنی بر فرد کلا دو تمدن موازی است.

خانم علاسوند، به دیدگاه علامه طباطبایی نسبت به خانواده در اشاره کرد و یادآورشد: علامه طباطبایی در المیزان تعبیری دارند با این مضمون که اگر خانواده به این معنا مهم نبود، یعنی این خانواده در طبیعی ترین معنایش که یک زن و مرد ازدواج می کنند و بچه دار می شوند، اگر این را از سیستم و منظومه یک نظام اندیشه حقوقی فقهی و اخلاقی جدا کنیم، مثلا در نظام حقوقی و فقهی اسلام، آنگاه بایستی بسیاری از احکام و اخلاق را کنار بگذاریم و مسائلی همچون اخلاق عفت، احکام ارث، احکام خویشاوندی و رحامت دیگر اهمیتی نخواهد داشت.

وی ابراز داشت: کل نظام تمدنی گرداگرد این می چرخد و به همین دلیل در کشورهای اروپایی و آمریکایی، اگر خانواده به این معنا مهم نبود، نسل پاک و حلال زادگی و عفت و مواردی از این قبیل نیز بی معنا شد. در کتابی که در مورد خاطرات سفر جمعی از ایرانیان به روسیه است، نویسنده بیان می‌کند که در نظام های کمونیستی، چون هر فردی به دولت تعلق دارد و این موضوع جاافتاده که فرزندان برای دولت هستند، وقتی فرزندی به دنیا می آید، او را به مراکز نگهداری از فرزندان می سپرندو فقط در ساعاتی، به فرزندان شیر می دهند یا هر روز تا شب بچه ها را در آنجا می گذارند و شب‌ها تحویل می‌گیرند. این فرد می گوید: پرسیدم اگر نوزادان شیر بخواهد چه؟ گفتند اولویت ما با شیر مادر است و ما اصلا چیزی به عنوان شیر خشک نداریم و گفتند اینجا بانک شیر است و شیرها ذخیره می شود و برای نوزادان استفاده می‌شود. شما ببینید در این شرایط چه هرج و مرجی طی ده ها سال در روسیه در نسب اتفاق افتاده است و مفهوم حلال زادگی و مفهوم محرمیت و برون همسری و محرمیت گریزی در ازدواج کاملا به نابودی کشیده شده است. بنابراین وقتی شما یک معنایی را از یک سیستم جدا می کنید که نقش مرکزی در یک سامانه بزرگ اعتقادی و اخلاقی و حقوقی دارد، کل آن سامانه به هم می ریزد. پس تمدن مبتنی و ایستاده بر کاکل خانواده با آن تمدن مقابل فرق دارد. به همین دلیل هم در ایران به محض استقرار دولتی که به فرد اهمیت می دهد، می بینید حساسیت ها نسبت به کاهش نرخ ازدواج یا افزایش طلاق کم می شود و این مسائل خیلی استراتژیک نیست که روی آن برنامه ریزی کنند. مهم این است که نرخ اشتغال و تحصیل بالا برود و شکاف های جنسیتی کم شود و اینجاست که ادبیات بین المللی حاکم می شود.

استاد حوزه و دانشگاه، بیان داشت: کلا سیاست جهانی این است که مسائل زنان Focal pointاست یعنی تمرکز آن باید بر یک جا باشد و به وسیله یک نهاد متمرکز دنبال شود و در کشورهای مختلف، وزارت زنان یا وزارت فرصت های برابر دارند. در کشور ما معاونت امور زنان ریاست جمهوری داریم که مسئول و مدیریت های میانی آن خانم هستند و پست معاونت هم در سیستم و ساختار اجرایی ما از وزارت بالاتر است. بنابراین ما در این سطح معاونت داریم، در حالیکه این معاونت در دور اول اعتدال تمام هم و غم خود را بر کاهش شکاف جنسیتی بر اساس الگوی سازمان ملل گذاشته بود. اصولا در اینکه ما در بحث زنان کجا هستیم، خط کش ها داخلی نبود و بر اساس سنجه های بین المللی تنظیم می شد.

وی یادآور شد: البته آنها هم با دیده بان های حقوق بشر که در تمام کشورها حضور دارند بر ما فشار می آورند و بحث حقوق بشر هم به خودی خود و بدون برخوردهای سیاسی که الان سازمان های حقوق بشری دارند،  بحث مهمی است. مثلا در افغانستان که دختر بچه را به خاطر تحصیل به نام اسلام می کشند، حضور دیده بان‌های حقوق بشر ضروری است. چون خودشان اقدام نمی کنند، وجود اهرم‌های فشار از بالا مهم است ولی در مورد ایران که هم و غمش بعد از انقلاب اسلامی، ارتقای وضعیت زنان بوده این موضوع تفاوت دارد و چون ما تلاش بسیار زیادی کردیم، برایمان پذیرفتنی نیست که وضعیت زنان ما بر اساس معیارهای سازمان ملل سنجیده شود. به خصوص سازمان مللی که در برخورد با ایران به شدت گزینشی عمل می کند.

تاثیرنگاه دولت ها نسبت به زنان در برنامه ریزی ها/زنان مذهبی هم باید بتوانند مطالبات خود را رسا بیان کنند

خانم علاسوند، با بیان اینکه نوع نگاه دولت در موضوع زنان، استراتژی هایش را شکل می دهد، اظهار داشت: یک دولت تنها به یک صدا در جامعه گوش می کند و بر اساس آن برنامه ریزی می کند و با خط کش های سازمان ملل و بین الملل برنامه ریزی می کند، دولت دیگری می آید و تکلیف خود را در این غیریت مشخص می کند و با نگاه به سمت خانواده گرایی در عین حال که به مسائل فردی هم نظر دارد، سیاست گذاری می کند. صحبت من این است که ما مطالبات خود را به عنوان بخش قابل توجهی از جامعه زنان که جامعه مذهبی است و بخش خاصی از جامعه زنان که طلاب هستند و تعدادشان هم کم نیست، باید بتوانیم رسا بیان کنیم. این مطالبات باید از حالت جزیره ای خارج شود و منظومه ای را همانطور که اسلام و اندیشه امام و رهبری موید آن است در چارچوب مطالبات بیاورد و این موضوع در سیاست ها و برنامه ریزی ها و راهبردها و اهداف خود را نشان دهد.

مطالبات از دولت آینده

خارج شدن موضوعات حساس از تخاصم گفتمانی در حوزه زنان

وی تصریح کرد: اول باید تلاش کنیم که بعضی موضوعات حساس، از این تخاصم گفتمانی خارج شوند؛ اهمیت خانواده یکی از آنهاست. امکان ندارد اصلاح طلب یا اصولگرا یا جریان های راست یا جریان های چپ یا جریان‌های مذهبی و جریان‌های مقابل آن و زنان و مردان آرام باشند و به سعادت برسند، مگر آنکه خانواده کماکان محترم باشد. یعنی اگر این مسئله روشن شود که این حربه از دست برخی خارج شود و بدانند که دعوای فرد و خانواده نداریم و چه مرد و چه زن باید سعادتمند باشد و خانواده در جامعه ایرانی محترم است و باید محترم بماند. ازدواج باید به عنوان یک اولویت برای سیاستمداران باقی بماند و اینها را نباید وارد فضای تخاصم گفتمانی کنیم.

وی با اذعان بر برتری تاهل از تجرد برای جوانان گفت: در کشور ما هنوز انتخاب تجرد مثل سایر نقاط دنیا نیست و انتخاب تجرد، اجبارا اتفاق افتاده، چون جوان نمی تواند ازدواج کند و مسکن و شغل داشته باشد. بخش قابل توجهی از جوان ها اگر امکانات ازدواج و فرزندآوری داشته باشند، در این باره اقدام می کنند. پس خانواده و مسائل خانواده مثل ازدواج باید از این موضوع خارج شوند، چون این مسائل آنقدر مهم و حساس هستند که اگر غفلت کنیم کل نظام تمدنی ما را تغییر می دهد.امکان ندارد نرخ ازدواج پایین بیاید و بعد عفت در همان مرحله باقی بماند.طبیعتا هر جامعه ای به صورت اتوماتیک یک راهی برای آزاد کردن انرژی جنسی پیدا می کند. پس برنامه ها باید به کیفیتی باشد که بتوانیم به یک اجماع برسانیم که خانواده، ازدواج و پیوندهای خانوادگی مهم هستند.

وی از مهم ترین چالش ها در آینده را چالش همجنس گراها دانست و گفت: هم اکنون از سوی نهادهای بین المللی تحت فشارهستیم که چرا در کشور شما همجنس گرایی آزاد نیست و زیر پوست شهر خبرهای زیادی است و برای مواجهه دقیق با این مسئله به برنامه نیاز داریم.

مطالبه بعدی، افزایش و ارتقاء آگاهی ها/ ضرورت آموزش دین اخلاقی علاوه بر دین احکامی

خانم علاسوند مطالبه بعدی را افزایش و ارتقای آگاهی ها عنوان کرد و افزود: مطالبه بعدی است که چون درگیر کلیشه و تکرار شده، ممکن هست ارزشش کم شده باشد. ما دین احکامی، آموزش دادیم نه دین اخلاقی. اخلاق بسیار مهم است و شاید در یک قرائتی، اهمیت دین اخلاقی از احکامی مهم تر هم باشد. این کجا باید آموزش داده شود. این آگاهی ها بسیار مهم هست. انسان ها بر اساس آگاهی انتخاب می کنند و بر اساس آگاهی انتخاب نمی کنند. این آگاهی چون نیست، مردم آگاهی های خود را از فضاهای غیرایمن مثل فضای مجازی می گیرند.

ضرورت برنامه ریزی برای زندگی مسرت بخش در خانواده

عضو هیات علمی پژوهشکده زن و خانواده، با بیان اینکه دولت آینده باید در مورد اینکه مردمش زندگی خانوادگی مسرت بخش داشته باشند، تصمیم بگیرد، خاطرنشان کرد: الگوی اسلامی، اوقات را به سه بخش کار و عبادت و تفریح تقسیم می کند و به صراحت آمده اگر تفریح نکنی، قدرت برای آن دو هم نداری. اینکه مردم مجبور باشند در کنار هم باشند، نامش زندگی تأهلی نیست. اینکه در کنار هم باشند، ولی از همسری، فرزندی و والدگری مسرت نداشته باشند، مطلوب نیست.

مطالبه بعدی: توجه به حساسیت های مادری و جمعیتی

خانم علاسوند، یکی از مطالبات را توجه به حساسیت های مادری عنوان کرد و افزود: بعد از انقلاب اسلامی با اینکه اصل دهم ما، اولویت نقش مادری است، اما هنوز چالش مادران شاغل را حل نکردیم و هنوز درباره مادری مادران خانه دار و بهینه سازی شرایط برای آنها، گزارش‌هایی نداریم. طبعا حساسیت های مادری، باید از مطالبات ما باشد.

وی تصریح کرد: موضوع بعدی، حساسیت های جمعیتی است که باید حتما در مطالبات ما باشد. موضوعی که مقام معظم رهبری در این باره تعبیری دارند که در سایر چالش ها نظیر ندارد. ایشان فرمودند من به خاطر جمعیت و خطر پیری جمعیت ایران گاهی شب ها خواب ندارم.

مطالبه بعدی: شایسته‌گزینی در انتصاب مدیران و مسئولان حوزه زنان

استاد حوزه و دانشگاه در پایان عنوان کرد: یکی از مطالبات مهم درباره زنان این است که آدم ها را درست سرجای خود بگذارند، یعنی در مسئولیت هایی که افراد قرار است درباره زنان، فکر و برنامه ریزی کنند و تصمیم بگیرند و یا در عرصه بین الملل، حتی اگر انسان های خوب و متدینی سرکار گذاشته شوند، ولی اگر با پست‌ها نامربوط باشند، بیش از خدمت، صدمه می زنند و این باید اصلاح شود.

rss

    اوقات شرعی

    امروز : پنجشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۰
    ۱۹ ذي الحجة ۱۴۴۲

    عضویت در خبرنامه